خرید بک لینک
گاهی دور شدن از خانه فقط جابه‌جایی در نقشه نیست؛ جابه‌جایی در رابطه‌هاست.سال‌ها زندگی مستقل، ازدواج، ساختن مسیر شخصی… همهٔ این‌ها کم‌کم شکل ارتباط را عوض می‌کنند.تماس‌ها کوتاه‌تر می‌شود، شرحات کم‌رنگ می‌شود، حرف‌ها رسمی‌تر.انگار رابطه از یک رودخانهٔ پرآب تبدیل می‌شود به یک جوی آرام و کم‌عمق.این تغییر همیشه نشانهٔ بی‌محبتی نیست؛بیشتر شبیه یک «تعادل خاموش» است که با گذشت زمان ساخته می‌شود.در بسیاری از خانواده‌ها، وقتی فرزند دور می‌شود،هم او کم‌کم کمتر می‌پرسد،هم خانواده کمتر می‌گویند.نه قهری در کاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدیان تاريخ: پنجشنبه 16 مهر 1405 ساعت: 11:45

دیوار نوشته های سفید من 262 در زمان حاضر یکی از آن روزهایی بود که باید در خانه می‌ماندم و از او مراقبت می‌کردم.هم‌زمان، درگیر یک تماس تلفنی مهم کاری بودم؛ گفت‌وگویی حرفه‌ای با کسی که حدود چهارده سال برای ساختن یک رابطه‌ی کاری قابل‌اعتماد با او زمان گذاشته بودم. از آن تماس‌هایی که می‌تواند مسیر کار را تغییر دهد.اما متأسفانه حتی اجازه نداد حرف بزنم.وسط مکالمه پرید، لپ‌تاپ را خاموش کرد، و وقتی هم که اعتراض کردم، آغاز کرد به داد زدن. آن‌قدر محکم روی لپ‌تاپ زد که واقعاً ترسیدم بشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدیان تاريخ: پنجشنبه 16 مهر 1405 ساعت: 11:45

نوشتن از این روزها، اونقدرها سخته که حتی نمیشه با خودت هم حرفی در موردش بزنی. دنیای ما ایرانیا شده صفر و یک. نیازی ب تحلیل و نوشتن دلایل و حرفهایی که این روزا هر لحظه ک نت رو باز میکنیم و میشنویم، نیست. خواستم بگم بعد حدودا ۵ سال، واقعا دلم برای شهرم تنگ شده، خیلی زیاد، اونقدری که هر باری ک کلیپی دختر تاب سوار تو ساحل خواجه عطا رو میبینم، دلم میخواد بخاطر تمام گریه نکردن های عمرم، گریه کنم.

برچسب: نویسنده: کارن اسدیان تاريخ: پنجشنبه 16 مهر 1405 ساعت: 11:45

حدودا ۱۵ ماهشه، تقریبا ۲ روز دیگه کامل میشه

همش زحمتش با مادرش بوده، تو غربت و دست تنها

۴ هفته است رفته مهد،

روزهای اول خیلی سختش بود، هنوز میزاریمش و میریم دنبالش معلومه تنهایی سختش بوده

جدیدا بعد خواب عصرش منتظر اومدنمونه، میدوئه میاد سمتمون

داره بزرگ میشه ماشاالله

یک کلمه non یاد گرفته

البته اسم خودش و بابا ماما رو خیلی وقته بلده

همه زندگیمون شده

شکرخدا

برچسب: نویسنده: کارن اسدیان تاريخ: پنجشنبه 7 تير 1403 ساعت: 14:36

تنها بدی اینجا اینه که نمیتونی گوشی رو برداری به یکی زنگ بزنی چند دقیقه از هر دری حرف بزنی و بعدش بدون اینکه بدونی چرا زنگ زدی، قطعش کنی و بری پی زندگیت

برچسب: نویسنده: کارن اسدیان تاريخ: يکشنبه 3 دی 1402 ساعت: 13:27

حتی اونی که هر روز شده یک وقیقه هم باهاش حرف میزنی، همه زندگی رو بهت نمیگه.

برچسب: نویسنده: کارن اسدیان تاريخ: يکشنبه 3 دی 1402 ساعت: 13:27

به نظر میاد آدما فقط به دلایل خاصی دور و برت میمونند.

به نظر من میشه گفت که

بهت نیاز دارند

بهت نیاز خواهند داشت

داری بهشون میرسونی

ازشون پایین تری

به محض اینکه حس کنند ازشون رد کردی، حسادت ها شروع میشه

به محض اینکه به تمام خواسته هاشون جواب مثبت ندی، نه همه فقط یکیشون، دیگه آدم بده داستانی

برچسب: نویسنده: کارن اسدیان تاريخ: يکشنبه 3 دی 1402 ساعت: 13:27

وقتی به زور و مهمتر، دوز و کلک، تنهایی اونو گرفتی برای خودت، فکر همه جاشو کرده بودی.کمتر از یک ماه قرارداد تموم میشه و تا بهت پیام ندادم، هیچ حرفی نزدی که با همون مبلغ بشینی.حالا هم ک پیام دادم جوری مینویسی که بدهکار بشم.دنیا جای گوجکیه و ما آدمها به نفسی بندیم، برای چهار تومن ک حق نیست یا نبوده، زور اضافی نزن.سعی کن درست تلاش کردن رو یاد بگیری نه اینکه با گرفتن حق بقیه و در شرایط تلاش برابر، افزایش درآمد داشته باشی.شماهایی که صف اول روزه و دعا هستید، قطعا خدا دارید، ولی در عجبم که چقدر خدای ماها با هم فرق داره.خدایی که ما میشناسیم محورش بر محبت و مهربانیه، نه سودجویی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدیان تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1402 ساعت: 21:57

وقتی همه جوره هواست بهش هست، انتظار داری در انتخاب کلماتش دقت کنه

مگر اینکه واقعا فکر کنه دار هبهترین کار رو میکنه

مراقب باشیم هر چیزی رو به زبان نیاریم.

آدمها کلمات رو فراموش نمیکنند، جملات که دیگه خدا داند چه میکنه با روح و روانشون

برچسب: نویسنده: کارن اسدیان تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 6:52

امروز آقا تقریبا سه ماه و دو روز رو تموم کرد (3 ساعت مونده)

از خدا میخوام که تمام حرف هایی که امشب من و مادرش با هم زدیم، به سمت خوشی بره.

خدایا!

ما تو این دنیا فقط خودتو داریم و کمکون کن که همیشه با هم باشیم و بتونیم برای همیشه ، پا به پای هم، پشتیبانش باشیم و بهترین ها رو براش فراهم کنیم.

برچسب: نویسنده: کارن اسدیان تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 6:52

مقایسه وقتی درسته که در همه زمینه ها به طور همزمان باشه نه اینکه فقط در موردی که شما دوست داری

برچسب: نویسنده: کارن اسدیان تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 6:52

فکر کنم اون سر عادت بهم زنگ میزنه

وگرنه هر وقت بیار میشد نتشو باز میکرد

بلکه یه بار من دلم میخواست بی وقت صداشو بشنوم.

خیلی از این یه بارها دلم خواست، اما همیشه بسته بود.

برچسب: نویسنده: کارن اسدیان تاريخ: شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 11:45

بیشتر از سه دهه است ک نوروزو یادمه، چه کودکی هایی ک لباس نوهامونو میپوشیدین و با گرفتن یه عیدی هرچند خیلی کوچک، خوشحال و راضی بودیم، چه سالهای دلتنگی، و چه سالهای خوش.

همه نوروزا هرچ بودن گذشتن، اما ما سعی کردیم ازشون یاد بگیریم،

رسم زندگی

تجربه ها

معنی خوبی و بدی

احترام به بزرگتر

حجب و حیا

و خیلی از موارد دیگه ای که همشون بر میگردن به مورد اول.

این روزها هیچی به مورد اول برنمیگرده

برچسب: نویسنده: کارن اسدیان تاريخ: شنبه 26 فروردين 1402 ساعت: 11:45

فکر کنم اون سر عادت بهم زنگ میزنه

وگرنه هر وقت بیار میشد نتشو باز میکرد

بلکه یه بار من دلم میخواست بی وقت صداشو بشنوم.

خیلی از این یه بارها دلم خواست، اما همیشه بسته بود.

برچسب: نویسنده: کارن اسدیان تاريخ: پنجشنبه 25 اسفند 1401 ساعت: 20:28

سال ۹۰ بود که از خونه و خانواده جدا شدم، ۹ سال بعد فوت پدرم که بعد اون من همیشه یه چی کم داشتم ک نمیذاشت خوشحالی هام پایدار بشه، ترس هام زیاد شد، ...رفتم که درس بخونم، کنکوری که تقریبا شش ماه روزی حداقل ۱۰ ساعت براش خونده بودم.خیلی دورتر از جایی که کسی بهش فکر میکرد.سخت گذشت، تنها بودم، دلتنگ، روزهای طولانی ک حتی فیسبوک گردی هم باعث نمیشد تموم بشه و رو آورده بودم به رمان خوندن. همه چی میخوندم، فقط برای اینکه خسته شم و بخوام.ارشد تموم شد، زن گرفتم، دکتر شدم، و با هم اومدیم اینجا.اینجا هم هر چه بود، گذشت و آدامته شدیم هر چند هنوز هم سختی هاشو داره ولی تا اینجا خ خوب بوده.حدودا ۲ ساله که اومدم، آخر هفته ها که میشه، دقیقا شب های شنبه، دوست دارم یکی از اونور بهم زنگ بزن، بگه که من هنوز تو زندگیش براش مهمم. منی که هیچی تنهایی نداشتم و همیشه بهترینهامو برای بقیه گذاشتم.تقریبا همه رو از دست دادم.دو برادر و دو خواهر و چهارده خواهرزاده برادرزاده، سه عروس و دو داماد، هیچکس بهم زنگ نمیزنه جز مادرمخیلی اتفاقات افتاده که اونا منو مقصر میدونن و منم اونا رو.همیشه تو خونواده ها اتفاقات بسیار بدی ممکنه رخ بده که سالها خواهر برادر همو نبینند، اما یه روزی اون برطرف میشه.داستان من اما کمی فرق داره، دور که باشی، هیچکی براش مهم نیستی، چون انتظار خیری ازت نداره، چون نیستی که بگه یه روزی یه جایی بدردم میخوره.میدونی، اینجا همه چی خوبه، جز اینکه تنهایی.من بهش نمیگم دلتنگی، برای من فقط تنهاییه. کما اینکه ایران هم دست کمی از این نداشت برام.شکرت خدا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن اسدیان تاريخ: پنجشنبه 25 اسفند 1401 ساعت: 20:28

صفحه بندی