اما این روزا، اتفاقا، کاملا برعکسه.
شده اهرمی برای زور گفتن هایی ک توانایی مقابله با اون نداری.
متاسفانه وقتی هم مقابله میکنی با این تعداد بالا، میگن، "اگه اهمیت باشه، مخالفت نمیکردی، کی داده کی گرفته و فقط برای خوشحالیه منه"
من میتونم تمامی امتیازاتی ک من دارم به عنوان مرد رو بهت بدم، حتی علاوه بر اونها، عرف جامعه رو هم بهت بدم، اما همیشه روزهای خوش نیست و با بودن افرادی ک واقعا برای من ترسناکن، هیچ وقت این اجازه رو به خودم نمیدم ک قبول کنم. چون من عملا زندگیی که معامله باشه رو دوست ندارم حتی اگه به شما، سوریه این حرفا و عرف جامعه است.
آها، راستی، حرف از عرف شد. اگر عرف ملاکه، تعداد هم باید عرف باشه، اگر عرف ملاک نیست و تعیین نکردنش هم هیچ خدشه ای به عرف وارد نمیکنه!
هیچ وقت یک نفر رو به خاطر خواست های زیادت، بازخواست نکن، چون اگر جاها عوض بشن، عمرا مرد عمل باشی.
برچسب:
نویسنده: کارن اسدیان